تنها در باران


ساعت 1:45 عصر چهارشنبه 23/8/1386

 


پروردگار من! معبود من!


وقتي يه خورشيد خاموش بودم وقتي ابر غفلت تو دلم ساز بارش مي زد وقتي با صداي گرمت صدام مي کردي  و من با  ناداني تمام صداي تو رو نشنيده مي گرفتم ، تو مرا فراموش نکردي تو از من دور نشدي تو از من روي بر نگرداندي هميشه دوست داشتي که بيام و صدات بزنم دوست داشتي باهات حرف بزنم دوست داشتي دوست تو باشم  به همين خاطر عشق را اين موهبت بي همتا را در دلم به وديعه گذاشتي و مرا به وادي عاشقان راه دادي. درود بر اين عشق که بر همه آرزوها چيره مي شود. مي گويند هر چه که آسان به دست مي آيد آسان هم از دست ميرود خدايا ممنونم که خواسته ام را آسان به من ندادي و يادم دادي که براي به دست آوردن هر چيزي بايد تلاش کنم .خدايا بعد از اعطاي اين نعمت عظيم  درماندگي رو سر راهم قرار دادي و اين چنين بود که من عاشق شدم معبود من تو را سپاس که آن چه را که ازتو خواستم به من ندادي بلکه آنچه را که نيازمندش بودم به من عطا کردي." من نيازمند درماندگي بودم تا تو رو درک کنم تا عشق واقعي رو لمس کنم تا خود واقعي خودم رو بشناسم و حالا که عاشقم کردي خدايا عاشق نگهم دار چرا که مي دانم عاشق ماندن هزار هزار بار سخت تر از عاشق شدن است. تو قلبم را از عشق اشباع  کردي و عشق بسان نمک مرا از فساد باز مي دارد؛ از اين روست طراوت عشقهاي قديمي که دوام يافته اند. خدايا نمي خواهم در امتداد ساحل عشق آهسته به پيش خزم مي خواهم در ميانه درياي عشق با کمک ستارگان کشتي برانم. خدايا کمکم کن که به هدفم برسم خودت از نيت دلم با خبري پس کمکم کن چون تنها چيزي که ارزش جستجو کردن و تلاش کردن رو داره هدف ماست و تنها کسي که مي تونه من رو به بي نهايت برساند خواست خودم و کمک و نوازش دستان پر مهر توست.


محبوب من اين تپش عجولانه قلب من به خاطر وجود تو در سينه ام است هر بار که قلبم مي زنه حس مي کنم تو داري در قلبم رو مي کوبي خدايا به من قدرت تحمل هر سختي که در اين راه است را بده چرا که :


در ره منزل ليلي که خطرهاست در آن                 شرط اول قدم آن است که مجنون باشي 


شايد در ظاهر اين راه خيلي سخت باشد و غير ممکن به نظر برسد و آدم را از پا در بياورد ولي خدا تا تو در قلب مني از هيچ چيزي هراس ندارم . " تا خدا هست زندگي بايد کرد."


مهربانا هيچ گاه از رحمت تو نا اميد نمي شوم تنها جايي که ديگر اميد تاثيري  ندارد.جهنم است.


بر سر در دوزخ مي خوانيم : شما که داخل مي شويد دست از هر اميدي بشوئيد.


تنها جايي که تو از نا اميدي سخن گفته اي اينجاست پس من هميشه و در همه حال به تو اميد دارم.


روزي خواهد رسيد که من آن شوم که تو مي خواهي روزي که آن روياي بي همتايي که در وجود خود دارم را به دنيا بياورم.


آن روز خواهد رسيد... 


مي خواهم ... توان آن داشته باشم که ادامه دهم، از نو آغاز کنم؛ اگر زمانه بر مرادم نگشت زيبايي را ببينم ، هنگامي که ديگران ناتوان از ديدن آنند.


مي خواهم ... اميد رويايي نو داشته باشم و شکيبا تا رويايم همچنان ادامه يابد و فرصتي بيابم تا به آن دست يابم و خردمند آن گونه که به آينده چشم داشته باشم.


 پروردگار من تو را مي پرستم نه از ترس جهنمت و نه به خاطر بهشتت تو را مي پرستم چرا که تنها کسي که  شايسته پرستش است تويي اي مهربانترين مهربانان.عاشقانه دوستت دارم


معبود من! محبوب من! هر رشته تنم هر نفسم مي خواند معبود من بيا! بيا و خود را به من بنما! 


ماجراي من و معشوق مرا پايان نيست          هر چه آغاز ندارد نپذيرد انجام


¤ نويسنده: رويا

نوشته هاي ديگران ( )

ساعت 11:40 عصر سه‏شنبه 17/7/1386

 


در ژرفاي دلهاي ما


بذر رويايي سر به مهر نهفته است.


گاه ديگري مي تواند در آن سهيم گردد


و در شکوفايي اش ياري رساند


و گاه تنها مالک يک روياست که يکه و تنها جستجو را ادامه مي دهد


اما...


چه تنها و چه با ديگري اهميتي ندارد.


رويا کودکي است که هرگز نبايد نوميد شود


چون هر يک ازما نوري در دل داريم


که بذر نهفته در دل را در مزرع زيباي حقيقت، سبز و شکوفا مي کند.


من  اين نور را مي بينم که روشن و پر فروغ در تو مي درخشد


¤ نويسنده: رويا

نوشته هاي ديگران ( )

ساعت 11:37 عصر سه‏شنبه 17/7/1386

 


اگر رويايي در دل داري


به دنيا بياورش و آن را زندگي بخش.


چه بسيار گنجينه هايي که تنها از آن ما هستند.


و هرگز بستري براي رشد نمي يابند


هر يک ازما موهبتي بي همتا در خود دارد


که بايد آن را به دنيا بياورد.


مقصود ما در زندگي شکوفا ساختن چنين موهبتي است


حتي اگر تنها شمار اندکي از ما آن را پيشکش کنند


باز دنيا ، دنياي بهتري براي زيستن خواهد بود.                       سوزان استازوسکي


¤ نويسنده: رويا

نوشته هاي ديگران ( )

ساعت 9:29 عصر چهارشنبه 14/6/1386

 


اگر خدا رو فراموش کردي و فکرمي کني خدا فراموشت کرده ، زود دير مي شه


وقتي هميشه پشت و پناه و تکيه گاهي مثل خدا داري، اگه اتکاي تو به کسي يا چيزي غير از خدا باشه ، زود دير مي شه 


اگر واسه جمع کردن جرات و شهامت براي پيگيري آرزوهات،امروز و فردا مي کني ، زود دير مي شه


اگر براي گفتن جمله دوست دارم، هنوز فرصتي پيدا نکردي، زود دير مي شه


اگر اميد را از روياهات، اراده رو از تصميمات و هدف رو از انديشه هات دريغ کني، زود دير مي شه


اگر براي دلجويي از يک دل شکسته خيلي سريع کاري نکني، زود دير مي شه


اگر طعم عميق و شيرين فرصت هاي بي انتهاي زندگي رو تو لحظه هات نچشيده باشي، زود دير مي شه


اگر وقتي که بايد به خداوند پناهنده شوي، به گناه تسليم بشي، زود دير مي شه


اگر مي توني روياهاي بزرگ ، انتخاب کني، ولي سرگرم روياهاي کوچيک و کم بها بشي و خودتو اندازه روياهات کوچيک کني،


 زود دير مي شه


 اگر براي رسيدن به خوشبختي، منتظر آينده اي، زود دير مي شه


اگر براي تغيير اوضاع، منتظر معجزه اي، زود دير مي شه


اگر هنوز نقشه اي واسه گنج فرداهات نداري، زود دير می شه


اگر بخوای مدت زیادی در تردید بمونی خیلی زود دیر می شه


 اگر برای بخشیدن قادر به ترک کینه های کهنه نباشی ، زود دیر می شه


اگر فکرهای بزرگ و از ذهنت پاک کنی، زود دیر می شه


اگر می تونی به دیگران کمک کنی اما کوتاهی می کنی زود، زود دیر می شه


 الان وقتشه، همين حالا که هنوز دير نشده، زود باش کاري کن. يادت باشه خيلي زود دير مي شه.


 


¤ نويسنده: رويا

نوشته هاي ديگران ( )

خانه
وررود به مديريت
پست الکترونيک
مشخصات من
 RSS 
 Atom 

:: بازديد امروز ::
3
:: بازديد ديروز ::
0
:: کل بازديدها ::
1659

:: درباره من ::

تنها در باران

مدير وبلاگ : رويا[33]
نويسندگان وبلاگ :
محمد فاضل (@)[9]



:: آرشيو ::

کلبه عشق [31]

:: لينک دوستان من::

کوير
عشاق العباس(ع)
حضرت رسول
قبرستان عشاق
شريعتي در تنهايي من
بيستون را عشق کند...
کنکور
عشق
کيميا
کامپيوتر
عاشورا
هفت شهر عشق
دعا و مناجات
کارداني فني حرفه اي و کارشناسي ناپيوسته

:: لوگوي دوستان من::


::وضعيت من در ياهو ::

يــــاهـو

:: خبرنامه وبلاگ ::

نام:

ايميل:

 

:: موسيقي ::