پروردگار من! معبود من!
وقتي يه خورشيد خاموش بودم وقتي ابر غفلت تو دلم ساز بارش مي زد وقتي با صداي گرمت صدام مي کردي و من با ناداني تمام صداي تو رو نشنيده مي گرفتم ، تو مرا فراموش نکردي تو از من دور نشدي تو از من روي بر نگرداندي هميشه دوست داشتي که بيام و صدات بزنم دوست داشتي باهات حرف بزنم دوست داشتي دوست تو باشم به همين خاطر عشق را اين موهبت بي همتا را در دلم به وديعه گذاشتي و مرا به وادي عاشقان راه دادي. درود بر اين عشق که بر همه آرزوها چيره مي شود. مي گويند هر چه که آسان به دست مي آيد آسان هم از دست ميرود خدايا ممنونم که خواسته ام را آسان به من ندادي و يادم دادي که براي به دست آوردن هر چيزي بايد تلاش کنم .خدايا بعد از اعطاي اين نعمت عظيم درماندگي رو سر راهم قرار دادي و اين چنين بود که من عاشق شدم معبود من تو را سپاس که آن چه را که ازتو خواستم به من ندادي بلکه آنچه را که نيازمندش بودم به من عطا کردي." من نيازمند درماندگي بودم تا تو رو درک کنم تا عشق واقعي رو لمس کنم تا خود واقعي خودم رو بشناسم و حالا که عاشقم کردي خدايا عاشق نگهم دار چرا که مي دانم عاشق ماندن هزار هزار بار سخت تر از عاشق شدن است. تو قلبم را از عشق اشباع کردي و عشق بسان نمک مرا از فساد باز مي دارد؛ از اين روست طراوت عشقهاي قديمي که دوام يافته اند. خدايا نمي خواهم در امتداد ساحل عشق آهسته به پيش خزم مي خواهم در ميانه درياي عشق با کمک ستارگان کشتي برانم. خدايا کمکم کن که به هدفم برسم خودت از نيت دلم با خبري پس کمکم کن چون تنها چيزي که ارزش جستجو کردن و تلاش کردن رو داره هدف ماست و تنها کسي که مي تونه من رو به بي نهايت برساند خواست خودم و کمک و نوازش دستان پر مهر توست.
محبوب من اين تپش عجولانه قلب من به خاطر وجود تو در سينه ام است هر بار که قلبم مي زنه حس مي کنم تو داري در قلبم رو مي کوبي خدايا به من قدرت تحمل هر سختي که در اين راه است را بده چرا که :
در ره منزل ليلي که خطرهاست در آن شرط اول قدم آن است که مجنون باشي
شايد در ظاهر اين راه خيلي سخت باشد و غير ممکن به نظر برسد و آدم را از پا در بياورد ولي خدا تا تو در قلب مني از هيچ چيزي هراس ندارم . " تا خدا هست زندگي بايد کرد."
مهربانا هيچ گاه از رحمت تو نا اميد نمي شوم تنها جايي که ديگر اميد تاثيري ندارد.جهنم است.
بر سر در دوزخ مي خوانيم : شما که داخل مي شويد دست از هر اميدي بشوئيد.
تنها جايي که تو از نا اميدي سخن گفته اي اينجاست پس من هميشه و در همه حال به تو اميد دارم.
روزي خواهد رسيد که من آن شوم که تو مي خواهي روزي که آن روياي بي همتايي که در وجود خود دارم را به دنيا بياورم.
آن روز خواهد رسيد...
مي خواهم ... توان آن داشته باشم که ادامه دهم، از نو آغاز کنم؛ اگر زمانه بر مرادم نگشت زيبايي را ببينم ، هنگامي که ديگران ناتوان از ديدن آنند.
مي خواهم ... اميد رويايي نو داشته باشم و شکيبا تا رويايم همچنان ادامه يابد و فرصتي بيابم تا به آن دست يابم و خردمند آن گونه که به آينده چشم داشته باشم.
پروردگار من تو را مي پرستم نه از ترس جهنمت و نه به خاطر بهشتت تو را مي پرستم چرا که تنها کسي که شايسته پرستش است تويي اي مهربانترين مهربانان.عاشقانه دوستت دارم
معبود من! محبوب من! هر رشته تنم هر نفسم مي خواند معبود من بيا! بيا و خود را به من بنما!
ماجراي من و معشوق مرا پايان نيست هر چه آغاز ندارد نپذيرد انجام